در گفتگوی مشروح با مهر مطرح شد؛

روایت سعید حدادیان از مصائب و بركات كرونا

روایت سعید حدادیان از مصائب و بركات كرونا

به گزارش سایت رسمی سیامك یزدانجو سعید حدادیان از مادحین و ذاكران خاندان (ع) بعد از تجربه چند شب اجرای برنامه مناجات و مداحی برای مستمعین سوار بر ماشین، از حس و حال مشابه این تجربه متفاوت با ایام دفاع مقدس گفت.



خبرگزاری مهر -گروه هنر-علیرضا سعیدی: طبیعتاً حضور در مجالس نیایش و روضه خوانی ایام ماه مبارک رمضان، برای آن دسته از روزه داران و افرادی که همواره پای ثابت این برنامه ها هستند، تجربه ای متفاوت نسبت به حضور در جلسات روضه خوانی حضرت سیدالشهدا (ع) در ماه محرم است. تجربه ای که شاید در آن از شورآفرینی هیات ها و مجالس ایام محرم و صفر کمتر نشان باشد، اما حالات نیایش گونه و مناجات هایی که در این محافل توسط ذاکران خاندان (ع) خوانده می شود به همراهی سخنرانی خطیبان، گویی تجربه حضور در عالمی آرام بخش است که موسیقی اش ذکر خداست و مهربانی هایش؛ لحظات نابی که هیچگاه طعم شیرین حضور در آن از دل و جان نمی رود. فرقی هم نمی کند که در این مجال با چه میزان و اعتقاد و گرایش مذهبی حضور پیدا می کنی؛ آنچه مهم می باشد حضور در مهمانی پروردگاری است که: «تو را خوانده و راه را نشان داده است.»
اما امان از این روزگار که رسیدن به طعم شیرین این ضیافت را، حضور یک ویروس دشوار کرده است، که به علت حفظ سلامتی خود و اطرافیانمان مجبوریم با شرایط متفاوتی به مهمانی خدا برویم. شرایطی که متاسفانه باعث تعطیلی برخی اماکن و محافل مذهبی و مجالسی شد که برای تک تک ما تجلی گاه هم نشینی با پروردگار بود و ما این دفعه مجبور شدیم در خانه هایمان به آنچه از آرامش و نیایش می خواهیم برسیم.
حالا که اغلب محافل به غیر از مواردی معدود، برای رعایت پروتکل بهداشتی ناشی از پیشگیری بیماری «کووید ۱۹» بسته است، حالا که غیر از خانه نمی توانیم تجربه حضور در مجالسی را داشته باشیم که واعظان و نوحه خوانان مورد پسندمان در آنجا رو در رو با مخاطب همچون گذشته، ما را ببرند به دنیای نیایش و مناجات، شرایطی به وجود آمده که اگر اتومبیلی در اختیار داشته باشیم، می توانیم یک تجربه متفاوت را پشت بگذاریم؛ بله حضور در پروژه ای که این دفعه با هنر ترکیب شده و در چارچوب پروژه «شب های دلتنگی» که پیشتر درباره آن گزارش ها و مطالب رسانه ای متفاوتی انتشار یافته، پیش روی شهروندان تهرانی قرار گرفته است.
سعید حدادیان که طی سال های اخیر در مهدیه امام حسن مجتبی (ع) خیابان آزادی میزبان طیف گسترده ای از شهروندان تهرانی در روزهای مبارک رمضان بوده است، رمضان سال جاری به دعوت مرکز موسیقی مأوا به پروژه «شب های دلتنگی» پیوست و در روزهای شب های قدر و سوگواری شهادت حضرت علی (ع) در کنار سایر فعالیتهای هنری در این برنامه به نوحه خوانی پرداخت. تجربه متفاوتی که به قول حاج سعید او را یاد بیابان های شلمچه در دوران دفاع مقدس انداخته و برایش شرایط متفاوتی را رقم زده است.
این تجربه متفاوت بهانه ای شد برای گفتگو با این ذاکر خاندان (ع)؛ مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حاج سعید حدادیان را در ادامه می خوانید؛

* آقای حدادیان روزهایی که در حال عبور از آن هستیم، روزهایی تجربه نشده، غافلگیرکننده و در عین حال ارزشمندی است که به بسیاری از ما فهماند که قدر داشته هایمان را باید بیشتر بدانیم. این بیماری منحوس به قدری ما را غافلگیر کرد که حتی در خواب هم نمی دیدیم روزی رفتن به مسجد و هیات آن هم در مبارک ترین ماه خدا برایمان آرزو باشد، اما خب شرایطی پیش آمده که شاید طعم شیرین مناجات در هیات و مسجد را نداشته باشد، اما تجربه عجیب و غریبی است که در کنار هم نشینی با برخی برنامه ها همچون سرود و تواشیح و پخش نماهنگ می تواند برای شما بعنوان یک نوحه خوان که این دفعه به جای مردم، اتومبیل ها پیش رویتان قرار گرفته اند، کمی جالب توجه باشد، بد نیست از این تجربه برای ما بگویید؟
امسال یک سال بسیار استثنایی بود و بنای ما هم این بود که بتوانیم در بحران ها ابتکار عمل داشته باشیم، شرایطی که برای ما بخصوص در مسائل فرهنگی هنری بسیار مهم بوده و هست. بگذارید یک مثال برایتان بیاورم. حضرت زینب (س) پس از واقعه جانسوز عاشورا، چنان ابتکار عمل را در دست داشتند که در مجلس جشن پیروزی ظاهری یزید ملعون که سفرا و امرا برای تبریک گفتن آمده بودند، خطبه ای خواندند که ورق را برگرداند. از سویی دیگر حضرت زین العابدین (ع) هم خطبه ای خواندند که همه افراد را دگرگون کرد. حتی نماز جمعه آنها را تبدیل به مجلس معرفی خاندان (ع) کردند.
قطعاً هیچ جایی برای عبادت مانند مسجد و خانه خدا نمی گردد. ولی وقتی به علت یک بحران جدی در مواجهه با سلامتی مردم نمی گردد در مسجد برنامه ای برگزار کرد، پس باید سر به بیابان گذاشت؛ ما هم در این روزها گویی سر به بیابان گذاشته ایم پس می بینید که این بزرگواران جلوداران ما و نماد پرچمداران فرهنگ عاشورا هستند که به ما آموختند در بحرانی ترین شرایط هم می توانیم ابتکار عمل را به دست بگیریم. ما هم در همین دوران شیوع کرونا گویی در شرایط بحرانی قرار گرفته ایم و در عین حال هم نمی توانستیم قلباً رضایت دهیم که مجالس و محافل قرآنی و ذکر خاندان به صورت کامل تعطیل شوند. بنابراین همراه تعدادی دیگر از دوستان به این فکر افتادیم تا جلساتی را برنامه ریزی نماییم تا با رعایت مسائل مربوط به پروتکل های بهداشتی به برنامه های عبادی خودمان هم رسیده و از شرایط تکنولوژی استفاده بهینه نماییم.
یک مطلب را عمده مردم نمی دانند و آن اینکه اتفاقاً مستحب است مسجد سقف نداشته باشد. البته که در مناطق سردسیر چنین امکانی وجود ندارد، بنابراین اینکه مسلمین زیر آسمان پروردگار دعا کنند، موضوعیت جدی دارد. اساسا هیچ جایی برای عبادت مانند مسجد و خانه خدا نمی گردد. ولی وقتی به علت یک بحران جدی در مواجهه با سلامتی مردم نمی گردد در مسجد برنامه ای برگزار کرد، پس باید سر به بیابان گذاشت؛ ما هم در این روزها گویی سر به بیابان گذاشته ایم.
اصلاً شب های بیابان برای نسل ما یادآور خاطرات جبهه است. در این روزها پسرم خیلی بیشتر از قبل کنار من می آمد، گریه می کرد و صدایش اذیت می شد. من هم به او می گفتم: «چون می خواهی پس از من بخوانی کمی مراعات کن که برای خواندن مشکلی نداشته باشی». وی در جواب من اظهار داشت: «بابا شما اینجا که می خوانی، گویی یاد دوران ۵ سالگی ام می افتم که مرا برای بازدید به شلمچه برده بودی و آنجا تنهایی می خواندی». شرایطی که در این مکان هم به شکلی با آن مواجهیم و مردم به علت اینکه در ماشین هستند از دیدگان ما هم پنهان می شوند. گویی اینکه ما در تنهایی مشغول مناجات و ذکر مصیبت هستیم.

* این حس و حالی که از آن حرف می زنید در هنگام اجرای برنامه طی این شب ها شما را اذیت نمی کرد؟ طبیعتاً وقتی یک ذاکر خاندان (ع) رو در روی مستقیم با مستمع، برنامه خویش را اجرا می کند بر مبنای واکنش هایی که دریافت می کند، حس و حال بهتری را هم به آنها با روش خواندن خود منتقل می کند. شرایطی که در این برنامه «شب های دلتنگی» به علت حضور مردم در ماشین ها و ندیدن آنها برایتان تجربه متفاوتی را رقم زد.
ببینید من سال های زیادی است که شب های جمعه برای اجرای برنامه در حریم رضوی به مشهد سفر می کنم، امکان دارد در بعضی شب هایی که می روم، جمعیت کمی در برنامه حضور پیدا کنند چون که برنامه ما برای سحر تنظیم شده و بعضاً پیش می آید که جمعیت کمتری به نسبت اوقات دیگر روز در مجلس حاضر می شوند. جالب است بدانید وقتی در این شرایط بنا را می گذارم که برای خودم بخوانم، ماجرا چیز دیگری می شود. مخصوصاً وقتی جمعیت کم می شود، کیفیت خوانش هم بهتر می شود.
البته که در این ویژه برنامه های مرکز موسیقی مأوا جمعیت خوبی با اتومبیل هایشان در برنامه ها حاضر شدند که در دنیا هم سروصدای زیادی کرد. من تأکیدم روی این نکته است که اگر شما بدون در نظر گرفتن تعداد جمعیت بیایی و برای خودت بخوانی حس بسیار متفاوتی دارد. شرایطی که در این شب ها هم آنرا تجربه کرده ام و با این که جمعیت زیاد بود و من آنها را نمی دیدم، حس و حال پرارزش و خوبی را دریافت کردم که اساسا برایم تجربه جالبی بود.
این نوع خواندن شرایط نزدیکی به خواندن ما در دوران دفاع مقدس داشت. من به خوبی یادم هست که طی روزهایی از خیمه ها بیرون می زدم و در فاصله دوری یک جایی را برای نشستن انتخاب و آغاز به زمزمه کم سروصدایی می کردم. بعد پشتم را که می دیدم، حدود ۲۰ یا ۳۰ نفر از رزمندگان آن هم به صورت پراکنده (چیزی شبیه همین ماجرای فاصله گذاری خودمان در روزهای انتشار ویروس کرونا) می نشستند و با نوای من سفره دلشان را با خدای خودشان تنهایی باز می کردند. جالب اینکه در چنین فضاهایی شهادت نامه این عزیزان به امضا رسید و ما را هم جا گذاشتند و به سمت معبود پرواز کردند.

* پس می توان گفت حاج سعید حدادیان یک تجربه پرارزش به یادگار مانده از دوران دفاع مقدس را پس از ۳۰ سال در قد و قامتی متفاوت تر پشت سر می گذارد.
من واقعاً نمی دانم درباره اینکه در این نوع اجرا چه بر ما می گذرد چه تعریف کنم. البته ظاهر امر این بود که در این جایگاه به معنا و مفهوم مطلق کلمه «تفضل» وجود داشت. جالب است بدانید خانواده من تقریباً در اغلب برنامه های من حضور دارند. آنها گاهی می گفتند: ما اینجا بارقه هایی را می دیدیم که در مهدیه امام حسن مجتبی (ع) کمتر وجود دارد و برعکس هم در مقاطعی هست که حضور در مهدیه برایشان حال و هوای بهتری نسبت به پروژه «شب های دلتنگی» برایشان داشت.
به هر حال ما امیدواریم هرچه سریعتر شرایط حضور مردم عزیزمان در مهدیه ها، هیات ها و مساجد درست شود تا برنامه های خودمان را ادامه بدهیم. اما من می توانم بگویم حضور در این پروژه برایم تجربه و موقعیتی بود که خداوند تعالی «تفضل» فرمودند که ما در این مکان نوکری مردم را بکنیم و به عالم اعلام نماییم که بساط شب های ماه مبارک رمضان که دربرگیرنده قرآن، عترت، دعا، توسل و مناجات است، تعطیل پذیر نیست و این خود ما هستیم که آمادگی داشته باشیم که در مواجهه با کنش های مختلف، واکنش های بهینه نشان دهیم. وقتی هم که جوان های خوبی مانند بروبچه های مرکز مأوا پای کار هستند شرایط جوری چیده می شود که بتوانیم در یک قالب متفاوت خدمتگزار مردم باشیم.
* و این قالب متفاوت زمانی متفاوت تر می شود که مجالس روضه خوانی و نیایش ماه مبارک رمضان و شب های قدر رنگ و بوی برخی فعالیتهای هنری همچون اجرای سرود، نماهنگ و تواشیح به خود می گیرد.
من معتقدم اساساً «مناجات» هنر است. هنر مردان الهی هم این است که بتوانند به خداوند متصل و با پروردگار انس بگیرند و در نهایت «عند ربهم یرزقون» شوند. هنر مردان الهی شهادت و با شهادت به عالم شهود رسیدن است و مناجات هم یکی از تجلیات آن است. من معتقدم ما باید هنر را قدسی نماییم. هنر که در ذاتش قدسی است ولی این ماییم که گاهی اوقات آنرا خرج را باطل می نماییم.
من معتقدم ما باید هنر را قدسی نماییم. هنر که در ذات قدسی است ولی این ماییم که گاهی اوقات آنرا خرج را باطل می نماییم. ما هنر را گاهی «دَجّالی» می نماییم ما هنر را گاهی «دَجّالی» می نماییم. من معتقدم «دیجیتال» را «دجالی» هم می توان کرد و می توان همین را هم تبدیل به «هنر الهی» کرد. بد نیست بدانید در همین چارچوب من گزارش هایی را درباره حضور در پروژه «شب های دلتنگی» می خواندم که برایم جالب توجه بود. مثلاً در جایی می خواندم که بی بی سی اعلام نموده در پنج نقطه دنیا برنامه هنری در فضای پارکینگ یا فضای باز اجرا شده که یکی از آنها با نام «درایوینگ مناجات» توسط بنده در پارکینگ پارک ارم تهران میزبان مخاطبان است!!!.
غیر از این هم لطیفه های زیادی به من نسبت دادند. همچون اینکه «همه رفتند حرم، سعید رفت ارم». البته که همین لطیفه هایی که ساخته شده نشان از توجهی بوده که به این برنامه معطوف شده است. من هم در همین مجال گاهی به جهت اینکه حین اجرای برنامه به جهت اینکه بدانم حواس مردم جمع است از آنها می خواستم تا چراغ ماشین را روشن کنند تا من متوجه این حواس جمعی آنها به کلیت برنامه باشم. از این هم سوژه های زیادی برای ساخت لطیفه درست شد که برایم جالب بود. مثلاً بعضی ها می گفتند: «وقتی حاج آقا مشغول خواندن است و امکان دارد گریه دربیاورد، آب پاش ماشین ها را روشن نماییم که این حالت گریه مشخص شود!» یا لطیفه دیگر اینکه: «وقتی حاج آقا می گوید دستان را بالا ببرید ما کاپوت ماشین را بالا بزنیم.» بهرحال این ها نکات جالبی برایم بود که در این پروژه آنها را تجربه کردم.

* برخی از دوستان و همکارانتان امکان دارد از این واکنش ها تعبیرات منفی داشته باشند، آیا این واکنش ها و لطیفه ها ناراحتتان که نکرد؟
من اصلاً از این واکنش ها ناراحت نمی شوم. چونکه این ها همان عزیزانی هستند که شب ها می آیند و اشک می ریزند. ما باید مخاطبانمان را بشناسیم چونکه هرکسی سر به سر ما می گذارد لاجرم دشمنی با ما ندارد. اصلاً یکی از طریق های عرضه دوستی سر به سر گذاشتن است. امیدوارم نظر حق تعالی نظر مرحمتی باشد که یک وقتی خدایی نکرده این برنامه از آن طرف به تکبر، خودستایی و غرور برای همه ما و دست اندرکاران پروژه دامن نزند. اگر انتهای کار در این پروژه تقرب به خداوند باشد کار را درست انجام دادیم.
پیش بینی ای که از بلای انتشار ویروس در ایران داشتند خیلی شدیدتر از شرایط فعلی بود، اما دو چیز سبب شد که ما شاهد گستردگی بیشتر بیماری طبق پیشبینی ها نباشیم. اول انضباط اجتماعی و اخلاقی و دیگری قانون مندی بود که مردم در این شرایط خودشان را زیر سایه ولایت فقیه نشان دادند به هر حال این روزهای بحرانی می گذرد. کما اینکه ما هشت سال هم شاهد دوران دفاع مقدس بودیم. در این هشت سال بیشتر از ۱۸۰ هزار شهید دادیم که در هر محله ای سر می زدیم یک گل پرپر شده داشت. اوضاع کشور هم اوضاع چندان خوبی نبود اما مردم زیر سایه امام راحل صبوری می کردند و از خودشان ابهت نشان می دادند. من نمی خواهم بگویم ما مردمانی جنگ طلب هستیم اما اگر مثلاً جنگ ۶ ماه بود، ما این همه دستاورد نداشتیم. من نمی خواهم بگویم که ما همین فضا را می خواستیم اما شما بدانید در همان مشکلات آسانی هایی بود. شرایطی که می توانیم آنرا به شرایط این روزهایمان هم تعمیم دهیم.
* فکر می کنید بر مبنای صحبت های شما دستاوردهای فرهنگی-اجتماعی ما در دوران کرونا چه بود؟
امروز شما دیدید که در سختی و دشواری بحران کرونا چقدر سختی کار پزشکان و پرستاران به چشم آمد. اصلاً چقدر قدر گروه های جهادی و ابتکارات جوانان ما روشن شد. چقدر قدر مردمی که تا این حد در کمک های مومنانه مشارکت داشتند، بیشتر دیده شدند. در این مجال مردم واقعاً خوش درخشیدند.
نکته مهم دقیقاً اینجاست که پیشبینی ای که از بلای انتشار ویروس در ایران داشتند خیلی شدیدتر از شرایط فعلی بود، اما دو چیز سبب شد که ما شاهد گستردگی بیشتر بیماری طبق پیشبینی ها نباشیم. اول انضباط اجتماعی و اخلاقی و دیگری قانون مندی بود که مردم در این شرایط خودشان را زیر سایه ولایت فقیه نشان دادند. مقام معظم رهبری هم در این شرایط خودشان به میدان آمدند و وقتی هم ایشان به میدان آمدند، همه مسئله را جدی گرفتند و از فرمایشات حضرت آقا تأسی کردند. دقیقاً همین جاست که قدر حضور ولی فقیه روشن می شود.
در دوران کرونایی مقام معظم رهبری به میدان آمده و اهمیت قائل شدن به علم روز را به منصه ظهور و بروز رساند و حتی فرمودند: «ما تابعیم». اما در این تابع بودن آن مطلب مهم «ملکوت» است. حضرت آقا هم فرمودند: «توسل و دعا». در عین حال شما به برخورد و مواجهه تربیتی مقام معظم رهبری هم نگاه کنید. ایشان به مسئولین می گویند کسانی را برای تصمیم گیری انتخاب کنید که قدر دعا و توسل را بدانند، یعنی اگر قدر ندادند فایده ای ندارد. ایشان از آن طرف هم ضامن مومنین می شوند. ایشان ضمانت می کنند بهترین کسانی که مراعات می کنند، مسجدی ها، هیاتی ها هستند. این قدرت ولی فقیه است.
این مدیریتی است که دنیا از آن برخوردار نیست. شما ببینید آمریکا و انگلیس چه بلایی سرشان آمده است. الان نخست وزیر انگلیس می گوید: «اگر ۵۰۰ هزار نفر از ما کرونا نگیرند، ما جلوییم». این مدیریت آقایانی است که می گویند مترقی هستند. من بر این باورم دعای مردم جواب داده است. من از بسیاری پزشکان هم شنیدم که می گفتند: «برای ما هم تعجب برانگیز است که دست عنایت خدا سبب شده که بسیاری از مسائل بحرانی تر پیش نیامده است.»

1399/02/27
15:10:39
5.0 / 5
566
تگهای خبر: موسیقی , هنر , هنری
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۷ بعلاوه ۱
سیامک یزدان جو
موضوع های سایت رسمی سیامك یزدانجو