خاطره بازی با تیتراژهای ماندگار-۲۱؛

ماجرای آقای حکایتی و تولد یک خواننده

ماجرای آقای حکایتی و تولد یک خواننده

به گزارش سایت رسمی سیامک یزدانجو موسیقی تیتراژ مجموعه زیرگنبد کبود به آهنگسازی بهرام دهقانیار یادآور شیرینی ها و جذابیت های نهفته در قصه هایی بود که با طراحی بهرام شاه محمدلو به بهترین شکل ممکن مخاطبان را جذب خود کرد.


دریافت 691 KB
خبرگزاری مهر – گروه هنر – علیرضا سعیدی: کارکرد تیتراژ چیزی شبیه به جلد کتاب است که طراحش تلاش می کند با انتخاب عناصر، فرم ها و چینش ها با کمک گرافیک و موسیقی مخاطبان یک اثر را در جریان مبحث قرار دهد. شرایطی که گاهی بسیار نکته سنج، اندیشمندانه و حساب شده پیش روی مخاطبان قرار می دهد و گاهی هم به قدری سردستانه و از روی ادای یک تکلیف الزامی ایجاد می شود که بیننده را از اساس با یک اثر تصویری دور می کند.
آنچه بهانه ای شد تا بار دیگر رجعتی به کلیدواژه «تیتراژ» داشته باشیم، مروری بر ماندگارترین و خاطره سازترین موسیقی های در ارتباط با برخی برنامه ها و آثار سینمایی و تلویزیونی است که برای خیلی از مخاطبان دربرگیرنده خاطرات تلخ و شیرینی است و رجوع باردیگر به آنها برای ما در هر شرایطی می تواند یک دنیا خاطره به همراه داشته باشد. خاطره بازی که بعد از آغاز و انتشار آن در نوروز ۱۴۰۰ استقبال مخاطبان، ما را بر آن داشت در چارچوب یک خاطره بازی هفتگی در ایام جمعه هر هفته، روح و ذهنمان را به آن بسپاریم و از معبر آن به سال هایی که حالمان بهتر از این روزهای پردردسر بود، برویم.
«خاطره بازی با تیتراژهای ماندگار» عنوان سلسله گزارشی آرشیوی با همین رویکرد است که به صورت هفتگی می توانید در گروه هنر خبرگزاری مهر آنرا دنبال کنید.
در بیست و یکمین گام از این روایت رسانه ای به سراغ موسیقی تیتراژ مجموعه «زیرگنبدکبود» رفتیم. مجموعه ای که در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد در ذهن ما با نام نوستالژیک «آقای حکایتی» تثبیت و موسیقی ماندگار بهرام دهقانیار که انصافاً یکی از متخصص ترین هنرمندان در عرصه ساخت ملودی های نوستالژیک است، آنرا تا ابد در ذهنمان حک کرد و از خود خاطره ای بر جای گذاشت که بهرام شاه محمدلو بعنوان طراح و کارگردان هنری مجموعه به همراهی برخی از بازیگران بی نام و نشان آن دوران نقش غیرقابل انکاری در ثبت آن داشتند. شرایطی که شاید خیلی ها ندانند که باعث معرفی و ظهور بروز یکی از خوانندگانی شد که تیتراژ ابتدایی موسیقی این مجموعه نمایشی را خواند و حتی تا اواخر دهه هشتاد هم یکی از پیش قراولان موسیقی پاپ ایران بود. آن هنگام که پس از چند ثانیه موسیقی ماهرانه بهرام دهقانیار خواننده تیتراژ که در بخش بعدی این گزارش به معرفی آن خواهیم پرداخت، آن ترانه معروف را برای بچه های ایرانی بیننده تلویزیون می خواند.

و قصه اینجا آغاز می شود: یکی بود، یکی نبود زیر گنبد کبود / روبه روی بچه ها قصه گو نشسته بود / قصه گو قصه می گفت از کتاب قصه ها / قصه های پر نشاط، قصه های آشنا / قصه باغ بزرگ، قصه گل قشنگ / قصه شیر و پلنگ، قصه موش زرنگ / آقای حکایتی، اسم قصه گوی ماست / زیر گنبد کبود، شهر خوب قصه هاست / زیر گنبد کبود شهر خوب قصه هاست.
بهرام دهقانیار که انصافاً یکی از متخصص ترین هنرمندان در عرصه ساخت ملودی های نوستالژیک است، سریال زیرگنبد کبود را تا ابد در ذهنمان حک کرد و از خود خاطره ای بر جای گذاشت که بهرام شاه محمدلو بعنوان طراح و کارگردان هنری مجموعه به همراهی برخی از بازیگران بی نام و نشان آن دوران نقش غیرقابل انکاری در ثبت آن داشتند مجموعه «زیر گنبد کبود» یکی از مهم ترین مجموعه های تلویزیونی ویژه کودکان و نوجوانان بود که سری اول آن به نویسندگی ایرج طهماسب در سال ۱۳۶۶ و فصل های بعد آن در سال های ۱۳۶۸ و ۱۳۷۴ به نویسندگی راضیه برومند با کارگردانی و طراحی هنری بهرام شاه محمدلو پیش روی مخاطبان قرار گرفت.
این برنامه در فضای یک فروشگاه با نام «فروشگاه قصه» اجرا می شد. این در حالی بود که دست اندرکاران این فروشگاه که ایفاگر نقش های آنرا در فواصل زمانی مختلف به عهده هنرمندانی چون سوسن مقصودلو، عباس ظفری، مهرداد ابروان، رحمان سیفی آزاد، شاهین کربلایی طاهر، کریم رجبی، محسن شیخی و تعدادی دیگر از هنرمندان بود، با اجرای یک داستان، مبحث تربیتی را بیان می کردند، در این راه وظیفه بازیگران قصه ها به شکلی بود که می بایست مبحث داستان را گسترش داده و مسئله ای را که در قصه بوجود آمده بود با کمک قصه گو (آقای حکایتی) حل کنند.
در این میان آقای حکایتی با بازی بهرام شاه محمدلو با آن شال گردن معروف و کتاب قصه بزرگش تلاش می کرد تا به روشی غیر مستقیم و غیر شعاری پیام اخلاقی قصه ها را به مخاطبان القا کند. در این لحظات بود که بازیگران با هم توافق می کردند که آقای حکایتی قصه ای را برایشان تعریف کند و بعد با یک ریتم تند دکور صحنه متناسب با داستان تغییر می کرد.
اما همان گونه که گفته شد، یکی از مهم ترین و نوستالژیک ترین لحظات تماشای این مجموعه موسیقی فوق ماندگار تیتراژ برنامه به آهنگسازی بهرام دهقانیار بود. هنرمندی که با ساخت موسیقی متن چند سریال و اثر تصویری تا به امروز نشان داده که چه تخصص مثال زدنی در خاطره سازی موسیقایی میان مخاطبان ایرانی دارد که تلویزیون برایشان معنایی فراتر از آنچه فکر می نماییم، دارد. دهقانیار در ساخت موسیقی تیتراژ مجموعه «زیر گنبدکبود» نشان داد که به خوبی موسیقی برای کودکان و نوجوانان را می شناسد و اتفاقاً از همین رو بود که دست به ساخت موسیقی روی ترانه ای زد که هنوز پس از گذشت سه دهه بسیاری از ما آنرا در هنگام راه رفتن یا هر کار دیگری زمزمه می نماییم.

دغدغه های آقای آهنگساز برای ساخت یک تیتراژ در زمان جنگ
بهرام دهقانیار چندی قبل بود که در گفتگویی با روزنامه جام جم درباره موسیقی متن و تیتراژ مجموعه «زیرگنبد کبود» اظهار داشته بود: همیشه معتقد بوده ام در یک ترانه، ملودی باید به اندازه ای شیرین باشد که در کمترین زمان ممکن در ذهن بنشیند و قابلیت تکرار شدن و بازخوانی توسط هر کسی را داشته باشد، بخصوص اگر یک قطعه برای کودکان ایجاد می شود. طبیعی است این قاعده را همیشه مد نظر داشته ام، بخصوص درباره اثری مثل زیرگنبدکبود که در زمان جنگ ساخته شده بود. ناخودآگاه تحت تأثیر شرایط حسی و روحی آن زمان، ملودی این قطعه را نوشتم و شاید تا اندازه ای بخش دراماتیک ترانه این قطعه به ترتیبی است که با ذهن شنونده پیوند عاطفی و حسی برقرار می کند. من جز اینکه بگویم از این اتفاق مفتخرم، حرف دیگری برای گفتن ندارم. همه تلاشم این بود که در حد بضاعتم بهترین اثر ممکن را خلق کنم. شما شرایط امروز را با آن دوران مقایسه کنید که به تفاوت حس و حال آدم ها پی ببرید. از امکانات تفریحی و سرگرمی بچه های آن زمان که در حد دو سه شبکه تلویزیونی بود، بگیرید و مرحله به مرحله پیش بروید تا برسید به موضوعات اجتماعی و مسائل حسی، روانی و فردی کودکان و خیلی چیزهای دیگر. بدون تردید این تفاوت ها آنقدر گسترده است که من به تنهایی نتوانم ابعادش را ترسیم کنم.
وی در پاسخ به سوال خبرنگار در خصوص این که وی در آن روزگار تحت تأثیر چه احساساتی بود که چنین اثری را خلق کرده، توضیح داد: من در آن سال ها یک جوان بیست و چند ساله بودم که وارد دنیای آهنگسازی حرفه ای شده بودم. خیلی برایم جذاب بود که چنین کاری به من پیشنهاد شده بویژه از سوی کسانی که کارشان را باور داشتم. آقای شاه محمدلو، خانم برومند و کسانی که در آن سال ها برای کودکان برنامه می ساختند از دانشکده هنرهای دراماتیک فارغ التحصیل شده بودند، به دانش کاری که انجام می دادند تسلط داشتند و به مفهوم واقعی هنرمند بودند. این گروه کارش را بلد بود، نمایش را می شناخت و به صورت طبیعی وقتی به جوانی مثل من که عاشق کارش بوده و هست، پیشنهاد همکاری دادند، ارتباطی شکل گرفت که جنس هنری داشت. آقای شاه محمدلو بعنوان کارگردان هنری به من گفته بود چه می خواهد و دستم را باز گذاشت که هر کاری که می توانم انجام بدهم. احساس می کردم ایده های زیادی دارم و همین شیوه همکاری سبب شد اتفاقات خوبی رقم بخورد؛ مثل خونه مادربزرگه، زیر گنبد کبود.
این آهنگساز در بخش دیگری از این گفتگو بود که درباره نحوه تعاملاتش با بهرام شاه محمدلو درباره ساخت موسیقی مجموعه «زیرگنبد کبود» بیان نمود: از همان روزها شیوه کاری من بدین سان بود که برای تیتراژ از کارگردان و سازنده اثر می خواهم تا جای ممکن ذهنیتش را درباره موسیقی مورد نیازش به من انتقال بدهد.

دهقانیار افزود: گروه سازنده زیرگنبدکبود و آقای شاه محمدلو با مهارت تمام این کار را کردند و اگر برخی آثاری که در دهه ۶۰ ساخته ام تا این اندازه ماندگار شده، به این علت است که از سویی تصویر و حس و حال اثرشان به من تزریق شده و از طرفی مرا آزاد گذاشته اند برای آنچه مد نظر آنهاست آزادانه آهنگ بسازم در حالیکه خیلی از کارگردان ها این کار را نمی کنند یا دست به اعمال نظر یا سانسور آهنگ می زنند یا توقع دارند کارهایی شبیه به فلان قطعه و فلان اثر قبلاً ساخته شده بسازم. […] می توانستم هر آنچه را در آن سال ها وجود داشت در اختیار بگیرم.
بهرام دهقانیار» اگر برخی آثاری که در دهه ۶۰ ساخته ام تا این اندازه ماندگار شده، به این علت است که از سویی تصویر و حس و حال اثرشان به من تزریق شده و از طرفی مرا آزاد گذاشته اند برای آنچه مد نظر آنهاست آزادانه آهنگ بسازم در حالیکه خیلی از کارگردان ها این کار را نمی کنند مثلا برای ساخت قطعه آقای حکایتی تلاش کردم از جدید ترین صداهای الکترونیکی که در آن زمان وجود داشت، استفاده کنم یا قطعه خونه مادربزرگه را با اجرای ارکستر بزرگ صدا و سیما ضبط کردم. برای ساخت قطعه زیرگنبدکبود یا همان آقای حکایتی، سینتی سایزر یکی از دوستانم را قرض کردم و در آن سالهای جنگ و بحران با هزار گرفتاری توانستم این دستگاه را وارد تلویزیون کنم و آنجا صداها را روی این دستگاه که چند بانده بود، ضبط کردیم. دوستمان آقای غلامعلی را مدیران تلویزیون تعیین کردند که این قطعه را بخواند. من ایشان را نمی شناختم فقط می دانستم یکی از خواننده های مورد نظر سازمان در تاریخ مشخصی باید بیاید و آنرا بخواند که همینطور هم شد و نتیجه کار هم خیلی خوب بود.
دهقانیار درباره ساخت ملودی هم اضافه می کند: ملودی این قطعه بر مبنای شعری که سروده شده بود، طی ۴۸ ساعت در ذهن من شکل گرفت. شعر در اختیارم قرار داده شده بود، محدوده صوتی خواننده را در نظر گرفتم و طیف صوتی گروه کر هم مشخص بود و من برپایه مجموع این عوامل ملودی را ساختم و آنرا تنظیم کردم و در استودیو ۱۱۰ شبکه آنرا ضبط کردیم.
وی همچینن اظهار داشته بود: شیوه کار من همیشه این بوده که تا وقتی رضایت را در چهره کارگردان یا کسی که آهنگسازی اثرش را به من سپرده، نبینم و تا زمانی که ثانیه به ثانیه موسیقی ساخته شده را مزه مزه و تایید نکند، قطعه را ضبط نمی کنم. اول با پیانو یا در کامپیوتر قطعه را برای صاحب اثر اجرا می کنم و چشم می دوزم به چهره اش تا عکس العمل هایش را بسنجم اگر رضایت داشت آنرا ضبط می کنم. درباره این قطعه هم همینطور بود. اصلاحات مد نظرش را با هم بررسی کردیم و زمانی که برق رضایت را در چهره اش دیدم، قطعه را تنظیم کردم و برای ضبط به تلویزیون بردم.

وقتی حمید غلامعلی برای ما خاطره سازی کرد و ما نمی دانستیم!
اما یکی از نکات جالب توجهی که درباره موسیقی تیتراژ مجموعه «زیر گنبد کبود» میتوان به آن اشاره نمود، خواننده آن است که شاید تا زمانی خیلی ها نمی دانستند، خواننده این موسیقی کسی نیست جز حمید غلامعلی، خواننده موسیقی پاپ و شناخته شده دهه های هفتاد تلویزیون که موسیقی پاپ دارای مجوز در ابتدا با حضور او و تعدادی دیگر از هم نسلانش به سبد شنیداری جامعه اضافه شد؛ در حالیکه وی در سال ها پیش یکی از هنرمندان فعال حوزه موسیقی صدا و سیما بود که بهرام دهقانیار از او بعنوان خواننده تیتراژ مجموعه «زیر گنبد کبود» بهره برد.
غلامعلی چندی قبل طی مصاحبه مشروحی که با سایت «موسیقی ما» داشت، در پاسخ به سوال خبرنگار که از وی درباره حضورش در مجموعه «زیرگنبد کبود» پرسید، پاسخ داد: در سال ۶۵ یا ۶۶ از راه آشنایی با آهنگسازان مختلف برای اجرای آهنگ تیتراژ «آقای حکایتی» (ساخته بهرام دهقانیار) معرفی شدم. فکر می کنم این اولین باری بود که من بعنوان سولیست یک کار را می خواندم و پخش می شد.
وی در ادامه اظهار داشت: وقتی دیدم نخستین کار من به این شکل و در مدت طولانی پخش گردید، برایم شیرین بود. بچه ها و نوجوانان آن نسل، هنوز این کار را در خاطر دارند و بعضی ها فکر می کردند این کار را «بهرام شاه محمدلو» (ایفاگر نقش آقای حکایتی) خوانده است. کم و بیش فعالیتهای من ادامه داشت تا این که سال ۷۱ قطعه «مادر» را به آهنگسازی برادرم «علی غلامعلی» در تلویزیون اجرا کردم. جرقه های موسیقی پاپ در همان سال ها زده شد و من هم از نخستین ها بودم. نمی توانم بگویم نخستین خواننده پاپ بعد از انقلاب بودم ولی از نسل اول موسیقی پاپ بعد از انقلاب هستم. البته در چند مورد نفر اول بودم؛ مثلا من خواننده نخستین کنسرت موسیقی پاپ بعد از انقلاب در سال ۷۶ بودم که به مدد حضور استاد کامبیز روشن روان در فرهنگسراهای ابن سینا و گلستان صورت گرفت.

به هر حال سریال «زیرگنبد کبود» برای مخاطبان دهه شصت در برگیرنده روزهایی سرشار از خاطره هست که ساعت ها میتوان درباره آن نوشت، اما بدون شک موسیقی تیتراژ این مجموعه یکی از مهم ترین مولفه های خاطره ساز برنامه ای است که هفته مان با تماشای این برنامه هفته نمی شد.
برای دانلود موسیقی تیتراژ پایانی سریال زیر گنبد کبود هم اینجا را کلیک کنید.


منبع:

1400/05/09
10:03:58
5.0 / 5
161
تگهای خبر: آهنگ , پاپ , پیانو , ترانه
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۱
سیامک یزدان جو
موضوع های سایت رسمی سیامك یزدانجو