بازگشت همایون همایون

بازگشت همایون همایون

سایت رسمی سیامک یزدانجو: همایون شجریان بعد از چهار سال دوری از صحنه، بار دیگر به روی صحنه بازگشت؛ بازگشتی که از چند جهت می توان آنرا اتفاقی دلگرم کننده دانست.


عطا نویدی- همایون شجریان بعد از تجربه گونه های مختلف موسیقی، خصوصاً در حوزه موسیقی مردم پسند و با هدف جذب مخاطبان عام و آشنا کردن طیف گسترده تری از مردم با آثار خود، این دفعه با رپرتواری متکی بر موسیقی ایرانی به صحنه بازگشته است.
این بازگشت، هم برگشت یک خواننده به صحنه اجرا بود و هم مهلتی برای شنیدن باردیگر موسیقی ایرانی از صدایی که طی سالهای گذشته بالاتر از هر چیز با اجراهای پرمخاطب و آثار مردم پسند شناخته شده است.

نخستین تجربه های همکاری با پدر

همایون شجریان، فرزند استاد محمدرضا شجریان، فعالیت هنری خویش را با موسیقی ایرانی شروع کرد؛ مسیری که با عنایت به خاستگاه خانوادگی و هنری او، طبیعی به نظر می رسید. اولین آوازهایی که از او شنیدیم، در کنار پدرش و در برنامه ای تلویزیونی با اجرای علیرضا میبدی در اواخر دهه ۱۳۷۰ بود. فیلم این اجرا به سرعت دست به دست شد و همایون را که قبل از آن در تورهای کنسرت پدرش گاه به گاه با او هماهنگی می کرد، به جامعه موسیقی ایران معرفی نمود.
در آن سال ها، کنسرتهای خارج از کشور مانند امروز بازتاب گسترده ای در بین مخاطبان داخل ایران نداشتند و خیلی از مردم از اتفاقاتی که در این اجراها می گذشت، غافل بودند. از همین رو، آن برنامه تلویزیونی مجالی شد تا مخاطبان برای اولین بار با توانایی های آوازی همایون شجریان در کنار پدرش آشنا گردند.
در همان دوران و بعد از آلبوم مشترکش با پدر با عنوان «آهنگ وفا»، که همایون به عنوان صدای دوم در تصنیف ها با پدر هماهنگی داشت، اولین آلبوم مستقل همایون شجریان با عنوان «نسیم وصل» و آهنگ سازی محمدجواد ضرابیان منتشر گردید. این آلبوم با نگاهی مردم پسند، مجموعه ای از قطعات خوش ساخت و به یادماندنی را در اختیار مخاطبان قرار داد. تصنیف «نسیم وصل» همچنان یکی از خاطره انگیزترین آثار کارنامه همایون شجریان است؛ قطعه ای که می توان آنرا اولین امضای جدی وی در مقام خواننده ای مستقل دانست و اثری که نام او را برای همیشه با خود پیوند داده است.
با این وجود، همایون شجریان در ادامه فعالیت هنری خود به یک مسیر محدود نماند و گونه ها، فضاها و تجربه های متفاوتی از موسیقی ایرانی را آزمود.

تکاپوی جستجوگرانه در بین موسیقی ایران

بعد از همکاری هایی با ضرابیان و اردشیر کامکار، نوبت به همکاری با علی قمصری رسید؛ آهنگ سازی که خود نیز در سالهای بعد راه مستقلی در موسیقی ایران پیمود و همچنان بر سر شیوه نوازندگی و نوع نگاهش به موسیقی، نقد و نظرهای فراوانی وجود دارد. همایون در کنار هنرمندان شناخته شده ای مانند سعید فرجپوری و حمید متبسم، تجربه های دیگری را نیز پشت سر گذاشت. اولین تجربه کنسرتی او با گروه دستان شکل گرفت؛ گروهی که امکان اجرای رپرتواری متکی بر موسیقی ایرانی را برای او فراهم نمود.
همکاری او با پروژه «سیمرغ»، حاصل آهنگ سازی حمید متبسم و رهبری محمدرضا درویشی، فرصت و اتفاق خوبی برای همایون بود؛ برای اینکه این رپرتوار با تاکید بر تیم رسانه ای قوی، خیلی قوی تر و جذاب تر از آن چه در متن اثر بود، جلوه کرد و قرار گرفتن همایون در کنار ارکستری بزرگ و اجرای کنسرت در ایران و چند کشور اروپایی، فرصت جدیدی برای همایون در زمینه کنسرت بود. تا آنکه نوبت به پروژه «شوق نامه» به سرپرستی محمدرضا درویشی رسید؛ اثری که بر پایه یک پژوهش استوار بود، اما باز هم تیم رسانه ای همراه اثر، آنرا خیلی فراتر از حد انتظار بالا برد. اینجا بود که مخاطبان با خرید و شنیدن اثر به پژوهشی بودن کار پی می بردند و «شوق نامه» همانطور که سریع پرواز کرد، زود فرونشست و نقد و نظرها در موردش به سرعت به پایان رسید.

آغازی خوش برای موسیقی پاپ ایران

بعد از آن، در دوره ای که شاید بتوان آنرا مرحله ای از جست وجوی مسیر شخصی همایون شجریان دانست، همکاری با برادران پورناظری شروع شد؛ همکاری ای که سرآغاز بخشی از کارهای او در حوزه موسیقی پاپ و تلفیقی بود. این مسیر به شهرت گسترده تر او کمک کرد و در کنار آن، کارهای مستقلش نیز ادامه یافت. «نه فرشته ام، نه شیطان» شروع مسیری بود که برای «موسیقی ایرانی» ناهمایون، اما برای موسیقی مردم پسند، فرخنده بود.
ورود همایون شجریان به این عرصه، از او یک سوپراستار ساخت. این جایگاه، از یک سو به نام خانوادگی شجریان و از طرف دیگر به آثاری وابسته بود که با سلیقه بخش بزرگی از مخاطبان ارتباط برقرار می کردند. کنسرتهای گوناگون در سالن های بزرگ، همچون تالار وزارت کشور و بعدها با پروژه های متعدد موسیقی ـ نمایش در مجموعه سعدآباد، دامنه مخاطبان او را گسترش دادند و به تثبیت موقعیتش در بازار موسیقی ایران انجامیدند.
درنتیجه این روند، همایون شجریان بالاتر از گذشته به سوی موسیقی پاپ و مردم پسند حرکت کرد؛ تا جایی که حضور وی در کنار ارکسترهای ایرانی یا اجرای ساز و آواز در چارچوب های نزدیک تر به موسیقی سنتی، کمتر از گذشته بنظر می رسید و گاه به اتفاقی متفاوت تبدیل می شد.
البته وی در تمام این سال ها از تجربه های دیگر فاصله نگرفت و گاه با گروه مستقل خود یا همراهی ارکسترهای بزرگ تر، آثاری با حال وهوای تلفیقی را نیز اجرا کرد. با این همه، در حدود یک دهه اخیر، بخش مهمی از فعالیت هایش بر اجرای رپرتوارهایی متمرکز بود که قبل تر توانسته بودند نظر مخاطبان گسترده تری را جلب کنند.

کنسرتی که برگزار نشد

سال گذشته، بعد از جنگ ۱۲روزه و چند سال دوری از صحنه، همایون شجریان تصمیم گرفت بار دیگر به اجرای زنده بازگردد. تبادل نظر هایی برای برگزاری کنسرت مجانی وی در میدان آزادی و در محدوده برج آزادی انجام شد و خبر این اجرا بازتاب گسترده ای پیدا کرد، اما یکروز قبل از برگزاری، اجرای برنامه لغو شد. در همان زمان، دیدگاه ها و واکنش های متفاوتی در رابطه با این کنسرت عنوان شد، اما سر انجام آن چه می توانست مهلتی برای برگشت او به صحنه باشد، محقق نشد.
حال همایون شجریان بعد از چهار سال دوری از صحنه، با انتخابی متفاوت بازگشته است؛ انتخابی که برعکس انتظار بخشی از مخاطبان و حتی جامعه موسیقی، بر رپرتواری کاملا ایرانی تکیه دارد. همین انتخاب، مهم ترین وجه برگشت اوست: برگشت به موسیقی ای که خاستگاه هنری اوست و میراثی که نام خانوادگی اش با آن گره خورده است.

صدایی که می تواند مخاطب را به موسیقی ایرانی بازگرداند

همایون شجریان از صدایی انعطاف پذیر و توانایی های آوازی قابل توجهی برخوردار می باشد. او اجراهای بسیاری را روی صحنه تجربه کرده و در کارنامه اش، برعکس برخی خوانندگانی که در اجراهای زنده با بهتان استفاده از پلی بک رو به رو شده اند، چنین اتهامی نبوده است. توانایی های صوتی، تجربه فراوان در خوانندگی و شناخت حرفه ای او از مقوله صدا، بخشی از امتیازهایی است که حضورش را روی صحنه برای مخاطب باارزش می کند.
همایون شجریان قبل از آنکه به عنوان خواننده شناخته شود، موسیقی دانی آموزش دیده بود؛ نوازندگی می کرد، موسیقی را می شناخت و از استعداد قابل توجهی در این عرصه برخوردار بود. او سپس به عرصه خوانندگی قدم گذاشت. همین پیشینه سبب گشته است که حضورش روی صحنه، حتی برای مخاطبی که ممکنست با تمام قطعات یک رپرتوار ارتباط برقرار نکند، مهلتی برای شنیدن صدایی با توانایی های فنی و هنری ویژه باشد.
با این وجود، انتخاب رپرتوار ایرانی در حالی که بخش بزرگی از مخاطبان همایون شجریان به آثار پاپ و مردم پسند او عادت کرده اند، با نوعی خطر کردن همراه می باشد. او طی سال ها انتظاری در بین مخاطبان خود بوجود آورده که به طور عمده به قطعات پرمخاطب، اجراهای بزرگ و پروژه های تلفیقی مربوط می شود. برگشت به موسیقی ایرانی و پرهیز از تکرار فرمول هایی که قبل تر برای جذب مخاطب عام موفق بوده اند، در چنین شرایطی انتخابی قابل توجه است.
این بازگشت، با این حال، با روزهایی هم زمان شده که سالروز درگذشت پدر و مادر همایون شجریان را تداعی می کند. برگشت به ریشه های موسیقی ایرانی را می توان در این حوزه، برگشت به اصالت خانوادگی و میراث هنری پدر نیز دانست؛ میراثی که بخش مهمی از هویت هنری همایون شجریان را شکل داده است.
او بااینکه با موسیقی پاپ و رپرتوارهای مردم پسند مخاطبان گسترده ای دارد و ممکنست در کنسرت نمایش ها و اجراهای متکی بر قطعات خاطره انگیز با استقبال بیشتری رو به رو شود، اما انتخاب اخیرش دست کم از دو جهت اهمیت دارد.
نخست این که جامعه حرفه ای موسیقی ایران را از حضور یک صدای منحصربه فرد در حوزه موسیقی ایرانی محروم نمی کند و این امید را زنده نگه می دارد که در اجراهای آینده نیز رپرتوارهای منسجم تری در این عرصه ارایه شوند.
دوم و مهم تر این که می تواند کنجکاوی و علاقه مخاطبانی را برانگیزد که تا حالا دلبستگی چندانی به موسیقی ایرانی نداشته اند.
همایون شجریان با چنین انتخابی می تواند بخشی از مخاطبان موسیقی مردم پسند را به سوی موسیقی ایرانی هدایت کند و زمینه آشتی باردیگر آنان را با گونه ای از موسیقی فراهم آورد که سال هاست با دشواری های مختلف در زمینه اجرا و ارتباط با مخاطب رو به رو بوده است.

در سالهای اخیر، نمونه های مختلفی از حرکت خوانندگان موسیقی ایرانی به سوی موسیقی پاپ و رپرتوارهای مردم پسند دیده ایم؛ شاید اولین خواننده مشهور پس از انقلاب، علیرضا افتخاری بود که در اواسط دهه ۸۰ کم کم به موسیقی پاپ پا گذاشت و راهی را برای اهالی موسیقی بازگشایی کرد که قبل از انقلاب، خوانندگان مطرحی مانند ایرج و گلپا به آن قدم گذاشته بودند. در سالهای اخیر هم علیرضا قربانی، محمد معتمدی و سالار عقیلی و نیز در بین خوانندگان نسل های بعد، همچون وحید تاج، این مسیر را تجربه کرده اند. این تغییر مسیرها را نمی توان یکسان ارزیابی کرد و هر هنرمند دلیلهای و اقتضائات خاص خویش را دارد، اما در مجموع، این پرسش را پیش می کشند که هنرمند تا چه اندازه باید مسیر هنری خویش را با سلیقه رایج مخاطبان تنظیم کند و تا کجا می تواند در جهت گسترش افق شنیداری آنان حرکت نماید.
در این حوزه، گفتاری از زنده یاد پرویز مشکاتیان به یاد می آید که مضمون آن بر «ضرورت حرکت هنرمند در راه سلیقه و تعالی هنری خود، بجای دنباله روی صرف از خواست جامعه» (نقل به مضمون) تاکید دارد. جان مایه اصلی این سخن با یکی از مهم ترین مسایل هنر موسیقی ارتباط دارد؛ هنرمند قرار نیست فقط آن چه را جامعه در لحظه می پسندد، بازتولید کند؛ او می تواند با تاکید بر فهم، احساس، ادراک و معیارهای هنری خود، افق تازه ای پیش روی مخاطب بگشاید.
محمدرضا شجریان نمونه ای روشن از این رویکرد بود. او هیچگاه فقط تابع سلیقه رایج جامعه حرکت نکرد، اما توانست سطح سلیقه بخش بزرگی از مخاطبان موسیقی ایرانی را ارتقا دهد. خیلی از تحولات موسیقی معاصر ایران با نام هنرمندانی چون محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان و فرامرز پایور و اندک هنرمندان پیشرو پیوند خورده است؛ هنرمندانی که با انتخاب های هنری خود، مخاطبان را به شنیدن و درک تجربه های تازه دعوت نمودند.
پیشرو بودن هنرمند را نباید با میزان شهرت او یکی دانست. پیشرو بودن، بالاتر از هر چیز، به مفهوم شکستن مرزهای سلیقه مخاطب، گشودن مسیرهای تازه و پیشرفت نگاه و افق هنری مخاطب است. هنرمند پیشرو لزوماً کسی نیست که بیشترین شهرت را دارد، بلکه کسی است که می تواند با آثارش معیارهای شنیدن و دریافت هنر را تغییر دهد.

همایون و لزوم استفاده از سرمایه بی بدیل

همایون شجریان نیز در مقاطعی از فعالیت خود، با تاکید بر نگاه هنری اش، چنین مسیری را تجربه کرده است؛ اما در ادامه، شهرت و جذابیت های دنیای موسیقی پاپ او را بالاتر از پیش به سوی موسیقی عامه پسند سوق داده اند.
حال وی در جایگاهی قرار دارد که، چه بخواهیم و چه نخواهیم، یکی از مشهورترین و پرمخاطب ترین چهره های موسیقی ایران است؛ جایگاهی که از حیث شهرت و مقبولیت عمومی، یادآور موقعیت پدرش است، هرچند این دو جایگاه از نظر کارنامه هنری و نوع اثرگذاری الزاماً یکسان نیستند.
همایون شجریان می تواند از این سرمایه اجتماعی و شهرت گسترده برای پیشرفت سلیقه موسیقیایی مخاطبان خود استفاده نماید. اهمیت این انتخاب در آنست که شهرت، بجای آنکه فقط ابزاری برای تکرار موفقیتهای گذشته باشد، بوسیله ای برای معرفی ظرفیتهای موسیقی ایرانی تبدیل گردد. او می تواند با تاکید بر توانایی های هنری خود، الگویی برای پیوند میان محبوبیت عمومی و کیفیت هنری ارائه کند.
موسیقی؛ زبان همدلی در ایام دشوار
اما وجه دیگر برگشت همایون شجریان، استقبال چشم گیر مردم از کنسرت اوست؛ استقبالی که اهمیت آنرا نمی توان تنها با معیارهای معمول بازار موسیقی سنجید. موسیقی، فارغ از این که در چارچوب پاپ، سنتی یا گونه های دیگر ارایه شود، می تواند زبان همدلی و پیوند میان مردم باشد. در روزهایی که جامعه ایران دوره ای دشوار را پشت سر گذاشته و ممکنست همچنان با دشواری های دیگری رو به رو باشد، هنر و خصوصاً موسیقی در عالی ترین شکل خود می تواند زمینه ای برای نزدیک تر شدن مردم به یکدیگر فراهم آورد.
در چنین شرایطی، باید قدردان هنرمندانی همچون همایون شجریان بود که با وجود فشارها و حملاتی که ممکنست متوجه آنان شود، فعالیت هنری خویش را ادامه داده اند و در کنار مردم و مخاطبانشان ایستاده اند. همایون شجریان نیز در اولین اجرای خود، علاوه بر اشاره به داغ ها و مصائب مردم، از جنگ و رنجی اظهار داشت که بر جامعه تحمیل شده است. یادآوری کودکان بی گناه میناب و داغی که این واقعه بر دل مردم ایران گذاشت، نشان داد که او نخواسته است نسبت به رنج عمومی جامعه بی تفاوت بماند. هرچند این واکنش با فاصله زمانی از وقوع آن رویداد بیان شد، اصل پرداختن به آن در اجرای هنرمندی با جایگاه و حساسیت های پیرامون همایون شجریان، اهمیت خویش را دارد.
در کنار این مسائل، استفاده از گروهی حرفه ای و باتجربه نیز از نکات قابل توجه کنسرت است؛ گروهی از نوازندگان که سال ها روی صحنه حضور داشته اند و تعدادی از آنان تجربه همکاری در رپرتوارهای حرفه ای، همچون همراهی با استاد محمدرضا شجریان، را در کارنامه خود دارند. همینطور استفاده از آثار استادان موسیقی مانند پرویز مشکاتیان، کیهان کلهر و حسین علیزاده در این رپرتوار، خود یکی از برتری های این کنسرت است.

در رابطه با کیفیت کلی اجرا نیز، برمبنای روایت حاضران، فضای کنسرت مطلوب بوده است. طراحی صحنه و دکور، با الهام از اصالت موسیقی ایرانی و مؤلفه های معماری و فرهنگ ایرانی، تلاش نموده است تناسبی میان فضای بصری و محتوای موسیقایی برقرار کند. کیفیت صدابرداری و حساسیت همایون شجریان بر آزمایش صدا و استفاده از امکانات و عوامل حرفه ای نیز از نکاتی است که در داستانهای مربوط به این اجرا مورد توجه قرار گرفته است.
فرصتی که از دست رفت و استقبالی که پاسخ داد
هنگامی که قرار بود کنسرت همایون شجریان در محدوده برج آزادی برگزار شود، واکنش های متفاوتی نسبت به آن شکل گرفت. بخشی از بحث ها به ارقام مالی، هزینه ها و درآمدهای احتمالی اختصاص داشت و برخی منتقدان در رابطه با منافع مالی این پروژه سخن گفتند؛ اما در بین این بحث ها، کمتر به نقش موسیقی به عنوان ابزاری برای همدلی اجتماعی و ظرفیت همایون شجریان برای ایجاد پیوند میان گروههای مختلف جامعه پرداخته شد.
آن کنسرت، با وجود استقبال پیش بینی شده و برآوردهایی که از شمار بالای مخاطبان احتمالی آن مطرح می شد، لغو شد. مجموعه ای از مخالفت ها و حملات، چه در داخل و چه از خارج، در فضای پیرامون این اجرا شکل گرفت و در نهایت برنامه به صحنه نرسید. در آن زمان، کمتر در رابطه با این پرسش بحث شد که موسیقی و یک اجرای عمومی تا چه اندازه می تواند در زندگی اجتماعی مردم تأثیر بگذارد و چه ظرفیتی برای ایجاد همدلی و آن چه امروزه به عنوان نشاط اجتماعی از آن یاد می شود، دارد.
حال همایون شجریان با ریسک انتخاب رپرتواری ایرانی و اجرای آن در شهری خارج از تهران، بار دیگر روی صحنه رفته است. استقبال از این کنسرت نشان میدهد که علاقه مردم به موسیقی، فرهنگ و هنر همچنان پابرجا است و نمی توان آنرا فقط به یک شهر یا یک گروه خاص از مخاطبان محدود کرد.
این استقبال، با این حال، یادآور آنست که بعد از گذشت بالاتر از یک سال از ماجرای کنسرت لغوشده میدان آزادی، هنوز ظرفیت قابل توجهی برای برگزاری اجراهای موسیقی و گردهم آمدن مردم پیرامون هنر وجود دارد.
همایون شجریان، علاوه بر اثری که می تواند در زمینه موسیقی داشته باشد، این ظرفیت را نیز دارد که به یکی از نقاط اتکای همدلی اجتماعی تبدیل شود؛ خصوصاً برای مردمی که نام محمدرضا شجریان را همچنان در مرکز حافظه فرهنگی معاصر ایران قرار می دهند و او را یکی از ستون های استوار فرهنگ و موسیقی ایرانی می شناسند.
برگشت همایون شجریان به موسیقی ایرانی، اگر در ادامه مسیر هنری او نیز ادامه پیدا کند، می تواند فراتر از یک کنسرت موفق معنا یابد. اهمیت این برگشت فقط در برگشت یک خواننده به صحنه نیست؛ در این امکان نیز هست که همایون شجریان از جایگاه ویژه خود برای پیوند دادن مخاطب عام با موسیقی ایرانی استفاده نماید، سلیقه موسیقایی جامعه را به چالش بکشد و سهمی در همدلی مردمی داشته باشد که موسیقی ایرانی را بخشی از حافظه و هویت فرهنگی خود می دانند.
243

حرف آخر اینکه در همان دوران و پس از آلبوم مشترکش با پدر با عنوان آهنگ وفا، که همایون بعنوان صدای دوم در تصنیف ها با پدر هماهنگی داشت، نخستین آلبوم مستقل همایون شجریان با عنوان نسیم وصل و آهنگ سازی محمدجواد ضرابیان منتشر شد. او اجراهای بسیاری را روی صحنه تجربه کرده و در کارنامه اش، برعکس برخی خوانندگانی که در اجراهای زنده با بهتان استفاده از پلی بک روبه رو شده اند، چنین اتهامی نبوده است. در آن زمان، کمتر در ارتباط با این پرسش بحث شد که موسیقی و یک اجرای عمومی تا چه اندازه می تواند در زندگی اجتماعی مردم تاثیر بگذارد و چه ظرفیتی برای ایجاد همدلی و آنچه امروزه بعنوان نشاط اجتماعی از آن یاد می شود، دارد.

1405/07/22
13:23:33
5.0 / 5
7
تگهای خبر: آلبوم , آموزش , آهنگ , آواز
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۴
سیامک یزدان جو
موضوع های سایت رسمی سیامك یزدانجو