نوازندگان در حالت عادی نیز بیکار محسوب می شوند

نوازندگان در حالت عادی نیز بیکار محسوب می شوند

به گزارش سایت رسمی سیامک یزدانجو، یک تهیه کننده موسیقی درباره ی لغو کنسرت ها در مقاطع مختلف اظهار داشت: فرهنگ درست این است که وقتی مردم نان شب شان را کنار نمی گذارند و کسب درآمد خودشان را دارند، نباید چنین توقع تعطیلی اجراهای هنری هم از هنرمندان داشته باشند. همه چیز باید برمبنای معیارهای جهانی جلو برود نباید افراط و تفریط نماییم.


به گزارش سایت رسمی سیامک یزدانجو به نقل از خبر آنلاین به نقل از ایلنا، یکی از خصوصیات و خصوصیت هنر جنبه درمانگری آنست. در بین تمام هنرها موسیقی از آن دسته هنرهایی است که با مخاطب و حال و احوال او ارتباط مستقیم دارد، تا آنجا که می گویند موسیقی تنها هنری است که مستقیما با روح آدمی سر و کار دارد؛ همانطور که شرشر صدای آب در طبیعت یا صدای دریا و چکیدن قطرات باران از ناودان. یا صدای باد! این دگرگونی آنقدر جدی است که علم پزشکی نیز موسیقی را ابزاری درمانگر می داند. اما چطور است که هر شرایط بحرانی در همان شروع موسیقی را به تعطیلی می کشاند. در این بین، آن چه مهم می باشد هنرمندانی هستند که تنها درآمدشان وابسته به همین اجراهاست.
محمدحسین توتونچیان (تهیه کننده موسیقی) در رابطه با تعطیلی برنامه های موسیقی در کشور گفتگویی انجام داده است:

به عنوان یکی از تهیه کنندگان موسیقی، کمی از حال و هوای اجراها طی چند ماهه گذشته بگویید.

من در هیچ کجای جهان این فرهنگ را ندیده ام که بعد از اتفاقاتی که رخ می دهد، اهالی یک صنف وادار به ترک فعالیت شوند. بله گاه پیش می آید که یک آرتیست خودش می گوید من از لحاظ احساسی و قلبی آنقدر اندوهگین هستم که توانایی اجرا ندارم. این روحیه و نظر خیلی محترم است و طبیعی و قابل احترام است. گاهی وقت ها هم تعدادی از مردم ما را مجبور می کنند و می گویند شما حق ندارید کنسرت برگزار کنید. اغلب حرفشان این است که شما اعتبارتان را از مردم گرفته اید و حال که ما اندوهگین هستیم، شما حق برگزاری کنسرت نخواهید داشت. این جمله و خواسته، کاملا درست است. شکی نیست که هنرمندان و سلبریتی ها اعتبارشان را از مردم دارند.

آیا تعطیلی برنامه ها و رویدادهای هنری حمایت است؟

خیر. به نظرم می شود این حمایت کردن را در مسیرهای دیگری باید قرار داد. میتوان همان کاری را انجام داد که سلبریتی های جهان انجام می دهند. به چه شکل؟ آنها می توانند برنامه های شان را داشته باشند، اما تولید یا اجرای شان را به مخاطبان تقدیم کنند؛ یعنی همان مردمی که اعتبارشان را از آنها به دست آورده اند. هنرمندان می توانند در وضعیت نامطلوب، در میانه برنامه ای که دارند به همان مبحث مربوطه اشاره کنند و یادی که باید را گرامی بدارند. آنها می توانند به همین واسطه اندوه خودشان را ابزار کنند و بگویند ما با آنکه فعال هستیم و کار می نماییم، اما غمگینیم.
این که یک صنف با تعداد خیلی زیاد اعضا، مجبور باشد امرار معاش نکند، اصلا درست نیست. مگر همان هایی که مخالف برگزاری کنسرت ها هستند خودشان امرار معاش نمی کنند؟! کدام اداره ای را دیده اید که با بروز اتفاقات اجتماعی تعطیل شود و کارمندانش به خانه بروند و بیکار شوند؟ یا حتی کدام دانشگاه و مدرسه تعطیل شده است؟ کدام پزشکی را سراغ دارید که این طور مواقع دیگر طبابت نکند و بیکار بنشید و امرار معاش نکند؟ یا این که آیا جراحی را سراغ دارید که برای هم دردی با مردم یا قشری از جامعه کارش را تعطیل کند؟ مگر سوپرمارکت ها و داروخانه ها در مواقع خاص تعطیل می شوند؟ آیا آن فرد تاجر دیگر جنس وارد نمی کند و می گوید من حالم خوب نیست؟ یا خلبانی را دیده اید که بگوید چون حالم خوب نیست پرواز نخواهم کرد؟

ارائه هنر به مردم نیز نوعی خدمت به آن هاست

.

له اساسا. آن هایی که در حوزه هنر و موسیقی فعالیت می نمایند، از لحاظ روحی، افراد حساس تری هستند و نسبت به دردها شکننده تر و ظریف ترند. هنرمندان نسبت به درد و اندوهی که حس می کنند، از بقیه حساس ترند. این کاملا درست است. اما این همدردی مردم اسمش با خودش است. همدردی به مفهوم قطع قوت و توقف زندگانی نیست. این موارد که گفتنم نوعی ارزیابی کلی بود.
نظر شما را به این مورد جلب می کنم که خواننده در طول سال درآمد زیادی دارد. این طور حساب نماییم که اصلا خوانندگان درآمد سرشار و درشت و درستی دارند و اگر بطورمثال شش ماه در سال هم کار نکنند، هیچ اتفاقی برایشان رخ نخواهد داد. آنها به هر شکل، زندگی خودشان را خواهند داشت. چنین فردی آنقدر درآمد داشته که با مشکلی مواجه نشود و درگیر چالش های مالی نشود. اما نوازندگان چه؟! نوازندگانی که تمام مخارج زندگی شان از اجاره خانه و مخارج زن و فرزند تا اقساط و بدهی های شان از طریق موسیقی حاصل می شود، باید چه کنند؟ تمام درآمد نوازندگان از دستمزدهایِ شبی دو میلیون و سه میلیون و پنج میلیون تومانی است که بابت هر اجرا دریافت می کنند. این دسته از هنرمندانِ موسیقی که تعدادشان هم کم نیست، مگر چقدر اندوخته دارند که بواسطه بیکاری ها خرج زن و بچه را تامین نمایند و اجاره خانه بدهند و اقساط و بدهی های شان را صاف نمایند؟!

در نتیجه باید آنها را بیکاران مطلق تلقی کرد

.

له. اصلا آنها بیکار هستند. واقعاً باید آنها را در وضعیت عادی هم بیکار تلقی نمود.
با احتساب ماه مبارک رمضان و ماه محرم و البته اتفاقات غیر مترقبه، بله باید گفت آنها لااقل چند ماه در سال بیکار می شوند و درآمدی ندارند.
این فقط نوازندگان نیستند که با مشکلاتی مواجه می شوند. ما عوامل دیگری داریم که در برگزاری کنسرت ها و تئاترها نقش مهمی ایفا می کنند. کسی در رابطه با اپراتورهای نور صحبتی نمی نماید. این در حالیست که در یک کنسرت پنج، شش نفر در این بخش کار می کنند (تعداد افراد برمبنای نوع برنامه متفاوت است). در تئاترها و کنسرت نمایش ها تعداد این افراد افزایش خواهد یافت. من در تجربه اجرای نمایش «سیصد» فقط دوازده نفر مسئول نور داشتم. در قسمت صدا نیز اشخاصی را داریم که وجودشان خیلی مهم است. قاعدتا در رابطه با این افراد نیز صحبتی نمی گردد. طی برگزاری یک کنسرت سه، چهار نفر در این بخش کار می کنند. در نمایش «سیصد» هفت، هشت نفر در قسمت صدا حضور داشتند. یا این که مسئول «h. f» در «سیصد» جدا بود. جدا از اینها، افراد بیشتری نیز ضروری است. به صورت مثال مسؤلان پذیرایی و کیترینگ، مسئول چک کردن بلیت، عکاس، و نیروهای خدماتی دیگر نفرات هستند. تعداد و سمت ها، به همین ها خلاصه نمی گردد. این نیروها آدمهایی هستند با درآمد کم و پس اندازهای معدود؛ که اگر داشته باشند. این دسته از افراد وقتی بیکار می شوند، باید چکار کنند؟
آیا نهادهای امنیتی هستند که تعطیلی ها را ابلاغ می کنند؟
هیچ تماس از بالایی وجود ندارد و منشاء چنین تعطیلی هایی تعدادی از مردم هستند. این خواست آن هاست که لغوها صورت گیرد و دلیل همان نگاهی است که می گوید ما هنرمندان را حمایت کرده ایم و این مردم بوده اند که به خوانندگان و موزیسین ها و سلبریتی ها اعتبار می دهند.
با این حساب قضیه لغو کنسرت ها بیشتر فرهنگی است تا امنیتی.
بله دقیقاً. چنین اتفاقاتی خواست مردم است. فرهنگ طلبکارانه مردم از سلبریتی ها به این علت است که آنها از این دسته از افراد حمایت کرده اند. مدام روی این توقع تأکید می کنم. من واقعاً نمی خواهم چیزی را زیر سوال ببرم. حرفم این است که هر کاری باید در سطح جهانی، استاندارد داشته باشد. آیا در دیگر کشورهای جهان، در چنین مواقعی، کل بیزینس و صنعت خویش را به مدت چند ماه، چهار ماه، پنج ماه یا شش ماه تعطیل می کنند؟ بهتر است بگویم الگویِ استاندارد جهانی ضروری است. آیا رفتارهای مرسوم فعلی در دنیا رایج است؟ یا این که ما مجبوریم؟!
این را هم درنظر داشته باشید که اگر خواننده ای خلاف روال عمل کند، از جانب همان افراد مورد حمله واقع می شود و آنها نیز می ترسند برچسب های ضد مردمی به آنها زده شود.
بله این نیز وجود دارد. مردم در اینستاگرام به دایرکت خوانندگان می روند و از آنها می خواهند که اجرایی نداشته باشند. می گویند ما از شما حمایت کردیم و حال نوبت شماست که حامی مردم باشید.
آیا نباید وزارت فرهنگ و اسلامی و نهادهای ذیربط، کمک هزینه هایی را لااقل برای نوازندگان و عوامل فنی کنسرت ها و تئاترها درنظر گیرند؟
یادم هست در دوران کرونا که حدود دو سال و نیم بیکار بودیم، اگر اشتباه نکنم خانه تئاتر به اعضاء خود، نفری یک میلیون تومان کمک کرد.
احتمالا صندوق اعتباری هنر را می گویید که تلاش داشت مشکلات مالی هنرمندان را مرتفع کند.
بهرحال، این رقم خیلی خنده دار است و بیشتر توهین محسوب می شود؛ تا کمک! گفته بودند مدارک بیاورید و فرم پر کنید تا چنین مبلغی به شما تعلق گیرد. این مبالغ جهت کمک به هنرمند شوخی است.
با این حساب کاری هم از دولت و نهادهای فرهنگی برنمی آید. به عنوان تهیه کننده تمهیدتان چیست؟
من باز هم روی مردم تأکید می کنم. این فرهنگ مردم است که باید تغییر کند. این که هنرمندان اعتبارشان را از مردم دارند این توقع را بوجود می آورد که کار نکن تا تو هم از ما حمایت کرده باشی. این جملات را زیاد می شنویم که هنرمند باید حمایت کند! یا می شنویم که می گویند؛ وظیفه هنرمند است که با تحریم و کار نکردن ما را حمایت نماید.
آن فرهنگ درست به نظرتان چیست؟
فرهنگ درست این است که وقتی مردم نان شب شان را کنار نمی گذارند و کسب درآمد خودشان را دارند، نباید چنین توقعی هم از هنرمندان داشته باشند. همه چیز باید برمبنای معیارهای جهانی جلو برود. معیارهای جهانی هرچه که هست، ما باید به همان سمت برویم. نباید در ایجاد اتفاقات اگزجره عمل نماییم. منظور من این است که افراط و تفریط نکنیم.
اما این چرخه و روند باید مقصرانی داشته باشد.
مقصر دولت هایی هستند که نیازها و شرایط اقتصادی جامعه را تا حدی مرتفع نکرده اند که اعتراضی صورت نگیرد. این حرف من نیست، حضرت آیت الله خامنه ای خودشان پشت تریبون رفتند و اعلام نمودند که اعتراض به حق و به جاست و ما می شنویم. شخص اول مملکت ما اعتراض را به حق و درست دانسته است. مقام رهبری در ادامه گفته اند باید مقابل تخریب گر ایستاد که کاملا هم درست است. کسی که اعتراض دارد به خیابان می رود و اعتراضش را مطرح می کند. چنین کسی آمبولانس منفجر نمی کند و بانک را آتش نمی زند. در اینباره نیز سراغ معیارهای جهانی می روم. در تمام دنیا مردم معترض، اعتراض شان را می کنند. آنها دیگر بانک و مغازه و آمبولانس آتش نمی زنند و هیچکدام از طرفین دیگری را نمی کشد.
حل این مشکل به عهده چه کسانی است؟
من باز هم دولت را مقصر می دانم. چرا دولت مجوز تجمع اعتراضی نمی دهد که این روند قانونی باشد. اگر مانند همه جای جهان چنین مجوزی صادر شود، مردم می دانند که طی ساعاتی مشخص، از فلان مسیر تا فلان نقطه اجازه راه پیمایی و اعتراض دارند. آن هایی که آمبولانس منفجر می کنند و بانکها را می سوازنند، مردم نیستند. مردم عادی اعتراض شان را ابراز می کنند. آنها نمی توانند تخریب گر باشند چون چنین اعمالی کار هر کسی نیست. بدین سبب باز هم مقصر دولت می باشد که مجوز نداده است. من نمی گویم این دولت. می گویم دولت ها مقصر هستند. مردم با دلار صد و شصت هزارتومانی، طلای گرمی نوزده میلیون تومان و سکه دویست میلیون تومانی مشکل دارند و اعتراض شان به حق است. رئیس جمهور گفته اعتراض مردم به حق است. اگر این اعتراض ها به حق است پس اوضاع را درست کنید.

منبع:

1404/12/08
12:21:02
5.0 / 5
5
تگهای خبر: خواننده , فعالیت , كنسرت , موسیقی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۱ بعلاوه ۵
سیامک یزدان جو
موضوع های سایت رسمی سیامك یزدانجو