ممد نبودی ببینی چه طور یک نوحه محلی به شناسنامه شنیداری خرمشهر تبدیل شد؟
به گزارش سایت رسمی سیامک یزدانجو، سوم خرداد که می رسد، قبل از آن که تصاویر آرشیوی فتح خرمشهر در ذهن ها جان بگیرد، این یک ملودی چهل ساله است که در گوش زمان زنگ می زند؛ مرثیه ای حماسی که از خاک داغ جنوب جوشید، با نام «محمد جهان آرا» گره خورد و تبدیل به شناسنامه شنیداری یک ملت شد. اما این سازه ساده صوتی چطور توانست مرزهای قومیتی را بشکند و به نماد مقاومت فلات ایران بدل شود؟ رضا مهدوی، موسیقیدان و منتقد هنری، در گفتگویی تحلیلی، رازهای پنهان در ساختار پدیده ای به نام «ممد نبودی ببینی» و چالش های امروز موسیقی حماسی را کالبدشکافی کرده است.
ریحانه اسکندری: سوم خردادماه ۱۳۶۱، نه فقط یک تاریخ در تقویم رسمی ایران، بلکه نقطه عطف تاریخ معاصر و نماد اراده ملی است؛ روزی که بعد از ۵۷۵ روز اشغال، مظهر مقاومت جنوب، خرمشهر قهرمان، در جریان عملیات غرورآفرین بیت المقدس از چنگال رژیم بعث عراق آزاد شد.
خرمشهر برای ایرانیان تنها یک جغرافیا یا یک شهر مرزی نبود؛ خونین شهری بود که وجب به وجب آن با خون پاک ترین فرزندان این خاک تطهیر شد تا تمامیت ارضی فلات ایران حفظ شود.
سالگرد این حماسه باشکوه، همواره بهانه ای است برای بازخوانی روزهای خون، آتش، عشق و حماسه؛ روزهایی که مردان و زنانی بی ادعا، با دست های خالی اما دل هایی استوار، بزرگ ترین واقعه پایداری قرن را رقم زدند.
اما تاریخ جنگ ها و مقاومت ها، همواره با ابزار هنر و فرهنگ در حافظه جمعی ملت ها ماندگار می شود. شاید در بین تمامی آثار هنری، موسیقی و نواهای حماسی نقشی بی بدیل در ثبت آنی عواطف و حماسه ها دارند. در تاریخ دفاع مقدس ایران، نوحه و نوای معروف «ممد نبودی ببینی» توانسته است بار سنگین احساسات، اشک ها، لبخندها و حصر و آزادی خرمشهر را به دوش بکشد. این اثر، به صورتی شناسنامه شنیداری و مرثیه ملی آزادی خرمشهر است که با شنیدن نخستین مضراب ها و آواهای آن، تصویر نخل های بی سر، مساجد ترکش خورده و کارونِ خروشان در ذهن هر ایرانی زنده می شود.
بررسی شناسنامه تاریخی این اثر فاخر، ما را به لایه های عمیقی از پیوند هنر مردمی و حقیقت های جبهه می رساند. مخاطب اصلی این سرود، شهید محمد جهان آرا، فرمانده شجاع سپاه خرمشهر است؛ مردی که نماد مقاومت ۳۴ روزه این شهر در آغاز جنگ بود. جهان آرا عاقبت در هشتم مهرماه ۱۳۶۰ در سانحه سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ به شهادت رسید و هیچگاه با چشم خود، آزادی شهری را که برایش جان داد، ندید.
وقتی در سوم خرداد ۱۳۶۱ خرمشهر آزاد شد، جای خالی فرمانده بالاتر از هر زمان دیگری حس می شد. در همان روزها، حسین فخری، مداح و همرزم نزدیک شهید جهان آرا، به یاد او شعری را روی یک ملودی قدیمی زمزمه کرد و برای اولین بار آنرا بر سر مزار پاک این شهید گرامی خواند.
حسین فخری
مدتی بعد، این اثر با صدای رسا، استثنایی و باصلابت غلام کویتی پور بازخوانی و ضبط شد؛ اجرا و بازخوانی ای که به سرعت از رادیو و تلویزیون ملی پخش گردید و در عمق جان و دل توده های مردم نفوذ کرد. اما راز این ماندگاری چیست؟ چطور ملودی ای که در یک جغرافیای خاص متولد شده بود، توانست تمامیت عرضی ایران را همپوشانی کند و بعد از گذشت بالاتر از چهار دهه، همچنان تازه، موثر و اشک آور باقی بماند؟ آیا فرم موسیقایی، روان بودن ریتم، یا اصالت ریشه های بومی جنوب بود که این اثر را از قالب یک نوحه محلی به یک سرود ملی و حماسی ارتقا داد؟ از طرفی، این ریشه های اصیل شنیداری در موسیقی امروز ما چه جایگاهی دارند و چرا آثار معاصر کمتر می توانند چنین جریان سازی پایدار و خاطره سازی را رقم بزنند؟
به مناسبت فرا رسیدن سوم خرداد، سالروز حماسه آزادسازی خرمشهر و تقدیر خون شهدای گلگون کفن جنوب، به سراغ یکی از چهره های برجسته و نام آشنای عرصه موسیقی رفته ایم تا این اثر ماندگار را از نظر پژوهشی و فنِ موسیقا کالبدشکافی نماییم. در این رابطه با رضا مهدوی، موسیقیدان، منتقد هنری و مدیرکل سابق مرکز موسیقی به گفتگو نشسته ایم که مشروح آنرا در ادامه می خوانید.
رازهای موسیقایی یک مرثیه حماسی؛ چرا «ممد نبودی ببینی» شناسنامه شنیداری خرمشهر
مهدوی در جواب سوال اول در رابطه با این که نوحه و سرود "ممد نبودی ببینی" چه المان ها و خصوصیت هایی داشته است که ماندگار شده، اظهار داشت: «برخوردار از ریشه ای که شنونده آگاه و حتی نا آگاه را در شروع امر به پیشینه آهنگی می برد که تماما ایرانی است و متعلق به خطه جنوب ایران. ملودی های خاص جنوب ایران در اَشکال و قالبها و فرم های در ظاهر متنوع اما متحدالشکل و در یک منظومه کلی می گنجند که در نهایت مداحی و رزم و بزم و تغزلی آن در یک ریتم و آهنگ ِواضح در نمود فرهنگ شنیداری نه فقط مردمان عرب زبان جنوب ایران بلکه برای
تمامی اقوام و نواحی ایران شنیدنی و جذاب است.»
او اضافه کرد: «نوحه ممدنبودی یکی از مهمات این فرهنگ سترگ شنیداری است که در عین سادگی ملودی و ریتم و وزن روان نشاندهنده ریشه ای است که تمامیت عرضی فلات عزیز ایران را همپوشانی می کند و اینطور بود که رزمندگان هشت سال جنگ تحمیلی از هر نقطعه ایران با این سبک و سیاق و شیوه نوحه خوانی و ستایشگری احساس همزاد پنداری می کردند و همان طور که شنیده می شود افتخار به جغرافیای ایران و دفاع و مردو زن ایرانی را به اذهان متبادر می کند خصوصاً که با صدای رسا و استثنایی خواننده آن غلام کویتی پور شنیده شود. هرچند که این اثر فاخر شنیداری قبلا توسط حسین فخری همرزم محمد جهان آرا بر سر مزارش اجرا شده بود و ملودی گرفته شده از آهنگی است قدیمی در منطقه عرب نشین شیعی ایران، ولی اینچنین در سطح ملی بواسطه درست خوانی و گرمی و نرمی صدای کویتی پور به گوش هوش ِ دل و جان مردم تابحال ننشست.»
رضا مهدوی
این منتقد هنری در جواب سوال دوم بر اساس این که یک سرود و نوحه در مجموع باید چه خصوصیت هایی داشته باشد که ماندگار شود، اضافه کرد: «اساسا سرودها و نوحه ها باید در قالب ساده و روان از لحاظ ملودی و ریتم باشند باوزنی موزون که همگان به آسانی بتوانند همراهی و زمزمه کنند و خیلی زود آنرا حفظ و در هر شرایطی جزو خاطرات شنیداریشان در آنیت داشته باشند. سرود ومداحی نباید دارای پیچیدگی و قواعد آهنگسازی سخت فنّ ِ موسیقا باشد چراکه شنونده سریعا پس می زند و منصرف از همراهی می شود و بالطبع ماندگار نخواهد شد.»
مدیرکل سابق مرکز موسیقی در جواب سوال سوم در رابطه با کپی برداری ملودی ها در سرودها و نوحه های فعلی و تاثیر ریشه های ملودی و موسیقی بر ماندگاری اثر، گفت: «امروزه در میدان ها بواسطه جنگ تحمیلی رمضان شاهد سبک جدیدی از ستایشگری و نوحه خوانی هستیم که بطور عجیبی در میان مردمان مورد پذیرش قرار گرفته. آهنگهای قدیمی را در هر قد و قامتی که باشند توسط شعرا و نوحه سازان به خوانندگان تفهیم درست می شوند که اصل و اساس آهنگ ها را حفظ کنند و فقط برخی ابیات را تغییر می دهند در کنار نگهداشت برخی ابیات اصل آهنگ و نوحه که مخاطب سریع حافظه شنیداریش یاری می کند و از شنیدن و همراهی کردن لذت می برد و این مورد توانسته در تهییج و حس قوی حماسی مردم برای نگاهداشت میهن موثر واقع شده است.»
منبع: siamakyazdanjoo.com
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب